جنگ فرهنگی آمریکا: پیروزی لیبرالیسم؟

آنتونی زورکر بی بی سی

رأی دادگاه عالی ایالات متحده، یا در حقیقت رأی ندادن دادگاه عالی ایالات متحده، علیه حکم‌هایی که دادگاه‌های عادی علیه ممنوعیت ازدواج هم‌جنسگرایان صادر کرده بودند، بازتاب رسانه‌ای گسترده‌ای داشت. به‌ویژه از سوی کسانی که آن را نشانه پایان «جنگ فرهنگی بزرگ آمریکا» دانستند.

تمام شد. خلاص. کتاب‌ها را ببندید. مدارا و لیبرالیسم پیروز شد – یا لاابالی‌گری و بی‌اخلاقی، بسته به این‌که از کدام جبهه سیاسی باشید.

برای خوانندگانی که با تاریخ جنگ فرهنگی آمریکا آشنا نیستند بگویم که آغاز غیررسمی این جنگ را سال ۱۹۹۲ می‌دانند. زمانی که پاتریک بیوکنن، چهره پرسروصدای سیاست آمریکا، در سخنرانی معروف‌اش در اجلاس ملی جمهوری‌خواهان از جنگی مذهبی بر سر روح آمریکا سخن گفت.

و ادامه داد: «این یک جنگ فرهنگی‌ است، و در تعیین این‌که ما در آینده چه‌جور ملتی خواهیم بود همان‌قدر مهم است که جنگ سرد بود.»

بیوکنن بعضی از محورهای اصلی این جنگ را هم مشخص کرد: سقط جنین، حقوق هم‌جنس‌گرایان، تبعیض مذهبی، و حضور زنان در خط مقدم نیروهای نظامی آمریکا.

جنبشی که امثال بیوکنن دنبالش بودند در سال‌های پس از ۲۰۰۰ اوج گرفت. این زمانی بود که محافظه‌کاران سعی کردند ممنوعیت ازدواج هم‌جنس‌گراها را در قانون اساسی هر ایالت بگنجانند. در سال ۲۰۰۴ مردم ۱۱ ایالت به این تغییر رأی دادند.

تا سال ۲۰۱۲ روی هم ۳۳ ایالت منع ازدواج هم‌جنس‌گرایان را قانون کرده بودند. اما مخالفان در سراسر آمریکا به دادگاه‌ها رو آوردند و به‌ یک‌باره دیوار حقوقی محافظه‌کاران مذهبی که یک دهه برای ساختنش زحمت کشیده بودند درهم شکست و فروریخت.

چیزی نماند جز کالبدشکافی جنبش و این سرمقاله نیویورک تایمز – که می‌گفت موج در جنگ فرهنگی برگشته است.

بیل شر از کمپین آینده آمریکا – و از نگاه یک لیبرال – توضیح می‌دهد که چرا و چگونه جنبش محافظه‌کاران مذهبی – به باور او – به گل نشست.

شر می‌گوید محافظه‌کارها هرگز نباید آن‌طور تمام‌قد پشت موضوع ازدواج هم‌جنس‌گراها می‌ایستادند که راه برگشتی برای‌شان نماند. به نظر او این کارشان رأی‌دهندگان جوان را پس زد بی‌آنکه چیزی به مشارکت پایگاه سیاسی‌شان اضافه کند.

می‌نویسد: «اگر جمهوری‌خواه‌ها کمی بیشتر دوراندیشی داشتند و کمتر تعصب به خرج می‌دادند، می‌فهمیدند که نگاه نادرست به مقوله هم‌جنس‌گرایان به‌طور طبیعی و به مرور زمان از بین می‌رود. و برای بسیج نیروهای محافظه‌کار سراغ راه‌های دیگری می‌رفتند.»

به ادعای شر، سران جنبش در مورد محدود کردن سقط جنین هم عمل‌گرا نبودند. به جای این‌که گام‌‌های کوچک بردارند، و مثلا سقط در ماه‌های آخر را منع کنند یا رضایت والدین را ضروری کنند، رفتند سراغ قوانین فراگیر که برخی راه‌های جلوگیری از بارداری و حتی سقط در موارد تجاوز و زنای با محارم را هم ممنوع می‌کرد.

شر می‌نویسد: «شاید جمهوری‌خواهان حوصله پیشرفت قدم‌به‌قدم نداشتند. یا شاید چهره‌ای مقتدر که نیروهای حاشیه‌ای حزب را مهار کند نداشتند. هرچه بود در زمینه سقط جنین تصمیم‌هایی گرفتند که می‌شد نگیرند.»

جیمز جوینر، نویسنده وبلاگ خارج از محدوده می‌گوید کسی نمی‌تواند انکار کند که استراتژی محافظه‌کاران در مورد سقط جنین و جلوگیری از بارداری فاجعه‌بار بود.

او می‌نویسد: «اصل داستان این است که چهره‌های معتدل‌تر حزب از شمال شرقی و غرب میانه و غرب کشور به حاشیه رفتند و سیاست‌گذاری به‌دست جنوبی‌ها افتاد که به لحاظ فرهنگی محافظه‌کارند. آن‌ها که به حاشیه رفتند محافظه‌کارهای واقعی بودند، کسانی که برای حفظ هنجارهای فرهنگی-سنتی می‌جنگند. آنها که ماندند تندروهایی بودند که می‌خواستند سیاست‌های خشکه‌مقدسی‌شان را از مسیر قانون‌گذاری بر مردمی که تمایل چندانی به این سیاست‌ها ندارند تحمیل کنند.»

در زمینه ازدواج هم‌جنس‌گرایان جوینر و شر اختلاف نظر دارند. جوینر می‌گوید شر نتیجه را با علت اشتباه گرفته: «این‌که جمهوری‌خواه‌ها در مورد ازدواج هم‌جنس‌گراها اشتباه کردند، نشانه باخت‌شان در جنگ فرهنگی‌ است، نه دلیل آن.»

مری رایس هسون، از نویسندگان سایت اله‌تیا، معتقد است محافظه‌کاران نباید به این سادگی شکست را بپذیرند. به باور او تغییر در افکار عمومی گذراست، در حالی‌که اصولی که جنبش‌شان را می‌سازد – شرافت، ارزش و تقدیر انسان – همیشگی است.
آیا آن جنگ فرهنگی که پت بیوکنن می‌گفت به پایان رسیده؟

رایسون هسون می‌نویسد: «بله، فرهنگ آمریکایی با سرعت به سمت فردگرایی روزافزون، فایده‌گرایی، سکولاریسم، و لاابالی‌گری می‌رود. در این مسیر ارتباط ما و دیگران به‌شدت آسیب می‌بیند. انسانی که جز خود چیزی نمی‌بیند سنگ‌دل می‌شود. از کنار معلولان و سال‌خوردگان بی‌کس بی‌تفاوت می‌گذرد. از دوست و همسایه دور می‌شود. به جنین‌های انسان که در لقاح مصنوعی شکل می‌گیرد یا از بین می‌رود نگاه ابزاری پیدا می‌کند. از کنار زنانی که با قرارداد وسیله تولید مثل می‌شوند یا گرفتار تجارت جنسی می‌شوند بی‌احساس رد می‌شود. و به رنج و غربت مهاجرها اهمیتی نمی‌دهد.»

به باور رایسون هسون کار جبهه‌شان در این نبرد سخت شده، اما «جنگ اصلی را هرگز نمی‌بازند.»

خیلی‌ها با هسون هم‌نظرند که جنگ فرهنگی تغییر می‌کند اما تمام نمی‌شود. از جمله دیک مایر از مؤسسه اسکریپز که می‌نویسد هرچند مسائل اجتماعی در خط مقدم دعواهای سیاسی امروز نیست، اما اختلاف‌های فرهنگی‌ که خاستگاه این دعواها بود همچنان باقی‌ است و سیاست‌مداران هم به آن دامن می‌زنند.

ریحان سلام در اسلیت می‌نویسد بحث آزادی مذهبی می‌تواند محور یک جنگ فرهنگی تازه باشد. به‌عنوان نمونه بارز به تصمیم اخیر دادگاه عالی آمریکا اشاره می‌کند که به کارفرمایان اجازه داد بیمه‌ای که برخی شیوه‌های جلوگیری از بارداری را پوشش می‌دهد ارایه ندهند.

او می‌نویسد: «جنگ فرهنگی بعدی ممکن است بین سکولارهای متعصب و آن اقلیت مذهبی باشد که می‌خواهند طبق اعتقادات دینی‌شان زندگی کنند.» او اشاره می‌کند که موضوع سقط جنین هم حل نشده و بعضی ایالت‌ها همچنان در تلاشند سقط بعد از هفته بیستم بارداری را ممنوع کنند.

به باور ریحان سلام بحث بزرگ بعدی ممکن است سر فن‌آوری‌های تولید مثل شکل بگیرد. فن‌آوری‌هایی که هنوز وجود ندارند، مثل رحم مصنوعی و یوژنیک (به نژادی). یا ممکن است هیچ ربطی به ازدواج و سکس نداشته باشد و صرفا به‌خاطر رواج فرهنگ لاتین در آمریکا در بگیرد.

به بیان خودش: «با توجه به این‌که جمعیت لاتین از بقیه جمعیت کشور فقیرتر است، می‌توان تصور کرد که سعی کنند سهم بیشتری از منابع عمومی بگیرند، به‌ویژه در شرایطی که جمعیت سفید و سیاه به سرعت پیر می‌شود. جای تعجب نیست اگر جمعیت غیرلاتین از این جریان استقبال نکنند.»

در نهایت به نظر می‌رسد «جنگ فرهنگی» به شکلی که این سال‌ها بود تمام شده. اما درگیری‌های سیاسی که برآمده از اهداف، تجربه‌ها و اولویت‌های متفاوت هستند، تا آدمیزاد بوده بوده‌اند. و تا چشم کار می‌کند، خواهند بود.

http://www.bbc.co.uk/persian/world/2014/11/141102_an_liberalism_us_2014_culture_war

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: